برخی از همراهان ما
خدمات ما

 

نماد اعتماد الکترونیکی
جدول محاسبه زمان و تخفیف
    تعداد کلمات
    زمان عادی تحویل فوری
    درصد تخفیف
    1 - 1500
    0.5 - 2 روز
    حداکثر 1 روز
    0
    1500 - 4000
    3 - 5 روز
    حداکثر 3 روز
    0
    4000 - 8000
    6 - 9 روز
    حداکثر 5 روز
    5
    با لای 8000
    1000 کلمه روزانه
    1500 کلمه روزانه
    10
    گارانتی تحویل در موعد مقرر

ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی

r quinox f r ants alking o aterman eaning nd he nergy f ehaving nformation n nd eather rain ire ettlement Vernier n. Small movable graduated scale for obtaining fractional parts of subdivisions on a fixed scale. [vernier, name of a mathematician] ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی Vestry n. (pl. -ies) church room or building for keeping vestments etc. In.Vermouth n. Wine flavoured with aromatic herbs. [german: related to *wormwood]Viral adj. Of or caused by a virus.Weal2 n. Literary welfare. [old english]Wave �v. (-ving) 1 a (often foll. By to) move a hand etc. To and fro in greeting or as a signal. B move (a hand etc.) In this way. 2 a show a sinuous or sweeping motion as of a flag, tree, corn, etc. In the wind. B impart a waving motion to. 3 direct (a person) by waving (waved them away; waved them to follow). 4 express (a greeting etc.) By waving. 5 give an undulating form to (hair etc.). 6 (of hair etc.) Have such a form. �n. 1 ridge of water between two depressions. 2 long body of water curling into an arch and breaking on the shore. 3 thing compared to this, e.g. A body of persons in one of successive advancing groups. 4 gesture of waving. 5 a process of waving the hair. B undulating form produced by this. 6 temporary occurrence or increase of a condition or influence (wave of enthusiasm; heat wave). 7 physics a disturbance of the particles of esp. A fluid medium for the propagation or direction of motion, heat, light, sound, etc. B single curve in this motion. 8 undulating line or outline.  make waves colloq. Cause trouble. Wave aside dismiss as intrusive or irrelevant. Wave down wave to (a vehicle or driver) to stop. [old english]Wham int. Colloq. Expressing forcible impact. [imitative]Waif n. 1 homeless and helpless person, esp. An abandoned child. 2 ownerless object or animal. [anglo-french, probably from scandinavian]Walk of life n. Occupation, profession.Winepress n. Press in which grapes are squeezed in making wine.Vernier n. Small movable graduated scale for obtaining fractional parts of subdivisions on a fixed scale. [vernier, name of a mathematician]Vermouth n. Wine flavoured with aromatic herbs. [german: related to *wormwood]Viral adj. Of or caused by a virus.

ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی

 

ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی

نرخ ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی, ترجمه رسمی ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی, قیمت ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی, تعرفه ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی, دارالترجمه ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی, دارالترجمه زبان ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی, آنلاین ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی, وکالتنامه ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی, گواهی عدم سوءپیشینه ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی, پروانه ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی, اساسنامه ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی, روزنامه رسمی ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی, لیست بیمه ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی, سند ازدواج ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی, سند طلاق ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی, قرارداد ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی, اجاره نامه ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی, ریز نمرات دبیرستان ، پیش دانشگاهی (هرترم) ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی, ریزنمرات دانشگاه ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی, گواهی فوت ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی, تاییدیه قوه قضاییه دادگستری ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی, مهر مترجم رسمی ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی, ترجمه فوری ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به ازبکی