برخی از همراهان ما
خدمات ما

 

نماد اعتماد الکترونیکی
جدول محاسبه زمان و تخفیف
    تعداد کلمات
    زمان عادی تحویل فوری
    درصد تخفیف
    1 - 1500
    0.5 - 2 روز
    حداکثر 1 روز
    0
    1500 - 4000
    3 - 5 روز
    حداکثر 3 روز
    0
    4000 - 8000
    6 - 9 روز
    حداکثر 5 روز
    5
    با لای 8000
    1000 کلمه روزانه
    1500 کلمه روزانه
    10
    گارانتی تحویل در موعد مقرر

ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی

igilant fficial mportant ingt-et-un rame o igh allflower s avy ticky n he ind outh lang ne's irtuous erity Verisimilitude n. Appearance of being true or real. [latin verus true, similis like] ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی Vision n. 1 act or faculty of seeing, sight. 2 thing or person seen in a dream or trance. 3 mental picture (visions of hot toast). 4 imaginative insight. 5 statesmanlike foresight. 6 beautiful person etc. 7 television or cinema picture, esp. Of specified quality (poor vision). [latin video vis- see]Vital �adj. 1 of or essential to organic life (vital functions). 2 essential, indispensable (of vital importance). 3 full of life or activity. 4 fatal (vital error). �n. (in pl.) The body's vital organs, e.g. The heart and brain.  vitally adv. [latin vita life]Water-buffalo n. Common domestic indian buffalo.Volunteer �n. Person who voluntarily undertakes a task or enters military etc. Service. �v. 1 (often foll. By to + infin.) Undertake or offer (one's services, a remark, etc.) Voluntarily. 2 (often foll. By for) be a volunteer. [french: related to *voluntary]Waistcoat n. Close-fitting waist-length garment without sleeves or collar, worn usu. Over a shirt and under a jacket.War-game n. 1 military training exercise. 2 battle etc. Conducted with toy soldiers.Wall-eye n. 1 eye with a streaked or opaque white iris. 2 eye squinting outwards.  wall-eyed adj. [old norse]Whitsuntide n. Weekend or week including whit sunday.Verisimilitude n. Appearance of being true or real. [latin verus true, similis like]Vital �adj. 1 of or essential to organic life (vital functions). 2 essential, indispensable (of vital importance). 3 full of life or activity. 4 fatal (vital error). �n. (in pl.) The body's vital organs, e.g. The heart and brain.  vitally adv. [latin vita life]Water-buffalo n. Common domestic indian buffalo.

ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی

 

ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی

نرخ ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی, ترجمه رسمی ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی, قیمت ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی, تعرفه ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی, دارالترجمه ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی, دارالترجمه زبان ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی, آنلاین ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی, وکالتنامه ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی, گواهی عدم سوءپیشینه ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی, پروانه ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی, اساسنامه ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی, روزنامه رسمی ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی, لیست بیمه ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی, سند ازدواج ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی, سند طلاق ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی, قرارداد ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی, اجاره نامه ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی, ریز نمرات دبیرستان ، پیش دانشگاهی (هرترم) ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی, ریزنمرات دانشگاه ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی, گواهی فوت ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی, تاییدیه قوه قضاییه دادگستری ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی, مهر مترجم رسمی ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی, ترجمه فوری ترجمه رسمی اشتغال به کار فارسی به هلندی