برخی از همراهان ما
خدمات ما

 

نماد اعتماد الکترونیکی
جدول محاسبه زمان و تخفیف
    تعداد کلمات
    زمان عادی تحویل فوری
    درصد تخفیف
    1 - 1500
    0.5 - 2 روز
    حداکثر 1 روز
    0
    1500 - 4000
    3 - 5 روز
    حداکثر 3 روز
    0
    4000 - 8000
    6 - 9 روز
    حداکثر 5 روز
    5
    با لای 8000
    1000 کلمه روزانه
    1500 کلمه روزانه
    10
    گارانتی تحویل در موعد مقرر

ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو

tc o efuse olitary eroic ertain eserve isconsolate heir erson n f lementary ormerly lemental ords iscredit iagnostician he Dung �n. Excrement of animals; manure. �v. Apply dung to (land). [old english]Def adj. Slang excellent. [perhaps from *definite or *definitive] ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو Deem v. Formal consider, judge (deem it my duty). [old english]Dust �n. 1 finely powdered earth or other material etc. (pollen dust). 2 dead person's remains. 3 confusion, turmoil. �v. 1 wipe the dust from (furniture etc.). 2 a sprinkle with powder, sugar, etc. B sprinkle (sugar, powder, etc.).  dust down 1 dust the clothes of. 2 colloq. Reprimand. 3 = dust off. Dust off 1 remove the dust from. 2 use again after a long period. When the dust settles when things quieten down. [old english]Diaconal adj. Of a deacon. [church latin: related to *deacon]Dewlap n. Loose fold of skin hanging from the throat of cattle, dogs, etc. [from *dew, *lap1]Decametre n. (us -meter) metric unit of length, equal to 10 metres.Deprave v. (-ving) corrupt, esp. Morally. [latin pravus crooked]Deserving adj. (often foll. By of) worthy (esp. Of help, praise, etc.).Devilry n. (pl. -ies) 1 wickedness; reckless mischief. 2 black magic.Divan n. Low couch or bed without a back or ends. [ultimately from persian divan bench]Def adj. Slang excellent. [perhaps from *definite or *definitive]Dust �n. 1 finely powdered earth or other material etc. (pollen dust). 2 dead person's remains. 3 confusion, turmoil. �v. 1 wipe the dust from (furniture etc.). 2 a sprinkle with powder, sugar, etc. B sprinkle (sugar, powder, etc.).  dust down 1 dust the clothes of. 2 colloq. Reprimand. 3 = dust off. Dust off 1 remove the dust from. 2 use again after a long period. When the dust settles when things quieten down. [old english]Diaconal adj. Of a deacon. [church latin: related to *deacon]

ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو

 

ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو

نرخ ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو, ترجمه رسمی ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو, قیمت ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو, تعرفه ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو, دارالترجمه ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو, دارالترجمه زبان ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو, آنلاین ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو, وکالتنامه ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو, گواهی عدم سوءپیشینه ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو, پروانه ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو, اساسنامه ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو, روزنامه رسمی ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو, لیست بیمه ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو, سند ازدواج ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو, سند طلاق ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو, قرارداد ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو, اجاره نامه ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو, ریز نمرات دبیرستان ، پیش دانشگاهی (هرترم) ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو, ریزنمرات دانشگاه ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو, گواهی فوت ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو, تاییدیه قوه قضاییه دادگستری ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو, مهر مترجم رسمی ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو, ترجمه فوری ترجمه رسمی مدارک فارسی به پشتو